اين روزها خيلي گرفتارم و اصلا وقتي براي وبلاگ نوشتن ندارم. راستش خيلي مرددم كه آيا كلا تعطيل كنم يا نه؟ به نظرم تا عيد ادامه دهم تا ببينم چه مي شود.

 

مقاله اي كه لينك دادم را نخواندم و دوستاني كه خواندند برايمان تعريف خواهند كرد كه محتوايش چيست. (اصلا وقتي براي مقاله خواندن ندارم شرمنده). اما تجربه زندگي من نشان داده كه هوش مي تواند ابعاد مختلف داشته باشد. توان حل مسئله رياضي به تنهايي همه ابعاد هوش را نشان نمي دهد. لذا بسيار مي بينيم كه بچه هاي تحصيل كرده در جاهاي خوب مثل شريف در مقام عمل و در اداره امور كشور يا شركت توانايي كمي دارند در مقايسه با ديگران.

اگر هوش را فاكتوري در جهت حل مسئله بدانيم آنگاه ملاك قضاوتمان عوض خواهد شد. مسائل زندگي صرفا مسائل رياضي نيست.

{حتي با اين ملاك مي توان حاكمان كشور را باهوشتر از اپوزيسيون دانست در كسب و حفظ قدرت. (اگرچه روي اين فرضيه خيلي مطمئن نيستم و اصرار ندارم)}

 

اخيرا فهميدم كه همين بحثها در روانشناسي نيز مطرح شده و در حوزه هوش هيجاني از اين حرفها مي زنند البته سررشته چنداني ندارم تا دقيق حرف بزنم.

/ 0 نظر / 4 بازدید