از مقاله دکتر فرجادی پیرامون کودکان کار:
مطالعات اقتصاد جمعیت بر روی جوامع مختلف نشان می‌دهد که کودکان در کشورهای فقیر کالای سرمایه‌ای هستند. به این معنی که خانواده به دلیل فقر از کودک استفاده می‌کند تا بخشی از هزینه‌های خانوار را تامین کند. در حالی که در کشورهای پیشرفته با درآمد سرانه بالا، کودکان و نوجوانان کالای مصرفی هستند. در نتیجه در کشورهای فقیر از آنجا که کودکان کالای سرمایه‌ای هستند و اجباری برای آموزش نیز وجود ندارد داشتن بچه‌های بیشتر نه تنها بار مالی چندانی برای خانواده ندارد بلکه سبب افزایش سرمایه و تامین بخش بیشتری از هزینه‌های خانوار هم می‌شود.
کارکودکان علاوه بر آنکه خود حاصل فقر است به تشدید فقر نیز می‌انجامد. این کودکان به دلیل آنکه در کودکی به دلیل فقر والدین خود مجبور به کار کردن بوده‌اند در آینده خود نیز فقیر خواهند بود و فرزندانشان نیز فقیر خواهند بود. بنابراین پدیده عدم آموزش خودش را تشدید می‌کند و بی سوادی، بی سوادی را باز تولید می‌کند.
استان‌های تهران، بوشهر، هرمزگان، سمنان و ایلام با کمتر از 3درصد کمترین و استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، خراسان و آذربایجان شرقی با بیش از 6درصد بالاترین نرخ فعالیت کودکان کار را داشته‌اند
داده‌های آماری سال 1375 نشان می‌دهد که استان‌های سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، کردستان و خراسان پایین‌ترین درصد جمعیت دانش‌آموزی را در گروه سنی 10 تا 14ساله داشته‌اند. باتوجه به اینکه 4 استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، خراسان و کردستان از جمله استان‌های تولید‌کننده فرش هستند به نظر می‌رسد فعالیت اصلی کودکان در استان‌های فوق در کارگاه‌های قالیبافی متمرکز باشد.
آموزش مانند برخی دیگر از خدمات اجتماعی همچون بهداشت جزو بخش‌هایی هستند که با پایده شکست بازار مواجه هستند. یکی از مهم‌ترین دلایلی که اینها با شکست بازار مواجه می‌ شوند. مساله عوارض خارجی است. آموزش قطعا عوارض خارجی مثبت دارد. این مساله به سطح آموزش بستگی دارد. آموزش در سطوحی به کالای عمومی نزدیک می‌شود و در سطح دیگری جنبه کالای خصوصی پیدا می‌کند. زمانی که بچه‌ها در سطوح ابتدایی و راهنمایی آموزش می‌بینند این آمادگی را پیدا می‌کنند که در جامعه وظایف اصلی خود را انجام داده و آگاهی‌های فردی و اجتماعی پیدا‌ کنند. بنابراین تحقیقات نشان می‌دهد که آموزش زیرسطح دانشگاه فواید اجتماعی بیشتری نسبت به فواید خصوصی آن دارد. در سطح دانشگاه دقیقا معکوس می‌شود و فواید خصوصی آموزش عالی از فواید اجتماعی آن بیشتر می‌شود. هر چه یارانهای که به سطوح زیر دانشگاه پرداخته میشود بیشتر باشد فرایند توسعه در جامعه تسریع میگردد.


/ 0 نظر / 11 بازدید