آقاي پويان مشايخ ( كه لينك آن در كنار هست) مطلبي نوشته در مورد رفتار ما ايرانيان. من قصد دارم مسئله ديگري كه تا حدودي مشابه آنست را مطرح كنم. در يك رقابت منصفانه مانند اغلب مسابقات فوتبال طرف پيروز خوشحال است كه با تلاش بيشتر مزد خود را در يافته و به اين پيروزي افتخار مي كند. طرف بازنده اگرچه ناراحت است اما اصل مسابقه و مشروعيت نتيجه را زير سوال نمي برد. حداقل اميد دارد كه در اين بازي روزي پيروز شود.

حال وضعيتي را تصور كنيد كه داور خريده شده است. طرف بازنده تنها از باخت ناراحت نيست بلكه بيشتر از آن از ظلم و بي عدالتي رنج خواهد كشيد. طرف برنده گرچه ممكن است كه در بيرون و ملا عام اظهار خوشحالي كند اما در درون خود از برد غيرمنصفانه شرمنده است و از خود احساس رضايت نمي كند.

وضعيت ايران به دليل عدم حاكميت قانون مشابه اين بازي دومي است. بازندگان چه در عرصه سياست، چه در عرصه تجارت و چه در عرصه ارتقاء اجتماعي و حتي فرهنگي و هنري احساس غبن و بي عدالتي مي كنند و از زندگي اجتماعي نارضايتي دارند. آنها هم كه پيروزند در پيش خود مي دانند كه بر اساس لياقت و شايستگي به اين موقعيت نرسيده اند و براي اينكه از اين عذاب رها شوند توجيه گري را پيشه مي كنند.

به نظر من علت اينكه در كشورما برخلاف كشورهاي ديگر افراد ثروتمند، ثروت خود را اعلام نمي كنند تنها ناشي از عدم امنيت سرمايه نيست بلكه احساس افتخاري نيز قرين آن نيست. در كشورهاي توسعه يافته حجم ثروت دال بر هوشمندي از توان فكري و فرصت هاي موجود است اما در ايران دال بر رانت خواري و رابطه بازي يعني هوشمندي در اين كارها. در عرصه سياست نيز وضعيت به همين ميزان خراب است. راستي ها نيز در پيش خود قبول دارند كه برد منصفانه اي ندارند. مشابه همين حرف در مقايسه با نيروهاي داخل كشور و خارج هم مي تواند صدق كند.

تا وقتي قانون نباشد از رضايت از رقابت روزمره در زندگي اجتماعي خبري نخواهد بود.

  

نویسنده : ali ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٦