روشنفکری دینی 3- نگاه فلسفی- نگاه اجتماعی

دوستی می گفت فرق حداد عادل با الله کرم این است که الله کرم می گفت هر کس که کار منکری انجام می دهد را باید کتک زد تا به راه بیاید اما حداد می گوید اول با حرف به او می گویی که فلان کار را نکند اگر قبول نکرد با کتک!!!

حرف به نظر خیلی صحیح است و از نگاه فلسفی فرق چندانی میان آنها نیست و نهایتا همه راه به یک جا می برند : زور به شکل نرم یا سخت!!! البته من با این حرف کاملا موافقم که حداد عادل فرق معناداری با الله کرم ندارد و کمی تا اندکی همان است اما با نگاه فلسفی مذکور مخالفم.

اگرچه در بادی امر فرقی نمی کند که اولا کسی را زد و یا اول او را نصیحت کرد و بعد کتک زد اما بلحاظ اجتماعی فرق بسیاری هست. در نگاه فردی و همه یا هیچی یا همان نگاه فلسفی مسئله نهایتا زور است اما در نگاه اجتماعی اینگونه نیست. اگر متدینان یک جامعه همه به این مدل سوق یابند که باید به جای زدن گفتگو و نصیحت کرد- حتی اگر فرض این باشد که حق مطلق هستند- و این فرهنگ رایج شود دیگر کار به زدن نمی رسد. انسانها چنان در گفتگو و اثربخشی و شیوه های تاثیر گذاری و تغییر رفتار معطل می شوند که دیگر کار به کتک نمی رسد. نگاه کنید به جوامع اسلامی متمدن نظیر مالزی! آنها هم قاعدتا از نظر حکم شرعی مثل ما هستند اما چون آن تقدم را جدی گرفته اند و جزو فرهنگ شان شده آنقدر در این مرحله متوقف می شوند که دیگر کار به مرحله بعدی نمی رسد. این نگاه، نگاه اجتماعی است که در تقابل با نگاه فلسفی قرار می گیرد.

حال اگر با این عینک به مقوله روشنفکری دینی و مسائل اساسی آن نظیر دین و دمکراسی، سنت و تجدد، عقل و علم و ... نگاه کنیم توجیه پذیری آن مشخص می شود.

  
نویسنده : ali ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٤