14 و 15 خرداد

فارغ از اينكه از آقاي/امام خميني خوشمان بيايد يا نه، نمي توان بزرگي كاري كه او كرد را ناديده گرفت. اين امر فارغ از اين است كه كار او را خوب يا بد بدانيم. اصل كار، بزرگي بود. بسياري از كساني كه از شرايط موجود ناراضي هستند، مي دانند كه چقدر تغيير دادن اين شرايط دشوار است. حال با يك مقايسه مي توان گفت كه شرايط براي تغيير دادن رژيم شاه به مراتب دشوارتر بوده است. شاهد مثال همين واقعه 15 خرداد است. الان عدد دقيق در خاطرم نيست اما ظاهرا بالاي 1000 نفر از تظاهر كنندگان توسط حكومت كشته شد تا قضيه فيصله يافت. اين مسئله را بگذاريد كنار واقعه 28 مرداد. تقريبا ذهنيت حاكم اين بود كه هيچگاه قدرت هاي خارجي نمي گذارند تغيير جدي در اين سيستم اعمال شود. لطفا فضاي بين المللي موجود را در نظر نگيريد. در آن زمان ابرقدرتها ابهت بسيار بيشتري داشتند.

هنر ديگر آقاي/امام خميني اين بود كه كار را در شرايطي آغاز كرد كه فشار هم سلك ها عليه اقداماتش بسيار شديد بود. تقريبا تمام روحانيت آن زمان به كارهاي سياسي به چشم منفي نگاه مي كرد. الان را در نظر نگيريد كه روحاني غيرسياسي به ندرت ديده مي شود. فضاي آن زمان كاملا متفاوت بود. همين توان تغيير ديدگاه در يك قشر وسيع خود كار بزرگ است. ( باز مستقل از اين كه تغيير به سمت مثبت باشد يا منفي)

هنر ديگر آقاي/ امام خميني مديريت جريان بود. در حاليكه گروه هاي معارض با رژيم داراي گرايشات ماركسيستي و الحادي بودند و اين امر مي توانست موجب شكاف در نهضت شود، وي توانست با "مديريت" خاصي مانع از جدي شدن اين شكاف گردد. لذا با ظرافتي در عين حفظ فاصله با آنها، مانع از بروز اين تزاحمات ميان مخالفين رژيم گرديد.

هنر ديگر آقاي/امام خميني مديريت بحران بود. بحران هايي كه يكي پس از ديگري در انقلاب رخ داد هر يك به تنهايي براي نابود كردن يك انقلاب نورس كافي بود اما مديريت قابل تحسين وي مانع از اين امر شد. تاكيد مي كنم مي توان مخالف انقلاب بود اما اين مديريت را تحسين نمود.

نظر شخصي من اين است كه چند عامل موجب شد او داراي توانايي مديريت بحران گردد و در برابر اين بحران هاي عظيم عقب نشيني نكند. 1) سن زياد. گذر زمان و تجربه فراز و فرود زمان شكيبايي در برابر بحرانها را به ارمغان مي آورد. او شاهد دوره رضاشاه و تحولات دهه 20 و 30 و حكومت شاه بود. لذا مي توانست به سادگي دريابد كه تاريخ عرصه فراز و فرود است. 2) تجربه رضاشاه: رضاشاه شخص بزرگي بود كه كارهاي بزرگي كرد فارغ از اينكه از او خوشمان بيايد يا نه. به اعتقاد من آقاي/امام خميني به عنوان ناظر عملكرد وي از وي و سبك عملكرد او تاثير پذيرفته بود و فهميده بود كه چگونه مي شود شيرازه امور پريشان كشور را بدست گرفت و بر همه نابساماني ها فائق آمد. 3) تجربه كودكي و خانوادگي: محروميت زودهنگام از پدر و مادر و تجربه غربت و ورود به فضاي حوزه تجربه هاي تلخي است كه ضمن داشتن پيامدهاي منفي، شكيبايي در برابر مشكلات و استواري را به ارمغان مي آورد. در كنار همه اينها مي توان حدس زد كه پيشروي در مسير نهضت روز به روز بر اعتماد به نفس وي مي افزود. اگر برخي ادعاها مبني بر اينكه برخي اساتيد عرفاني وي موفقيت وي را پيشگويانه به او خبر داده بودند را به تحليل فوق اضافه كنيم مسئله تبيين مي شود.

  
نویسنده : ali ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱۳