ریشه یابی جریانات حزبی ایران

شاید مهمترین مسئله فکری زمان ما مسئله سنت و تجدد در حالت کلی و علم و دین یا دین و دنیای جدید باشد. باور من این است که این قضیه و مسئله بطن و ریشه اصلی جریانات حزبی ایران را تشکیل می دهد. پس از وقوع انقلاب دو گرایش وجود داشت: یک گرایش لزوم تجدیدنظر در دین و استفاده از مفاهیم دنیای جدید در امور اجتماعی و انسانی (نه فقط تکنولوژیک) را می پذیرفت ولی دیدگاه دیگر باور چندانی به آن نداشت. گروه اول به اصطلاح جناح چپ اسلامی یا همین اصلاح طلبان فعلی شدند و گروه دوم راست ها یا همین محافظه کاران. مسئله اینجا بود که در آن زمان دنیای جدید دو تبلور عمده داشت: نظام چپ سوسیالیستی/ کمونیستی/ مارکسیستی و نظام سرمایه داری/استکباری/آمریکایی/دمکراسی غربی. به دلیل تمایلات شاه به غرب و به دلیل وسعت فعالیت حزب توده، تبلور چپ سوسیالیستی در انقلابیون غلبه کرد و به این ترتیب مفاهیم چپ وارد شد و لعاب اسلامی گرفت. دهه شصت گروه دوم به لحاظ مبانی نظری خود دلخوشی از این وضع نداشتند ولی چون (امام/آقای) خمینی به گروه اول گرایش بیشتری داشت خیلی علنی و پرسروصدا مخالفت نکردند. در واقع هیمنه فقهی امام مانع از عرض اندام آنها می شد. نمونه واضح این امر مصادره زمین های کشاورزی بود که انقلابیون بر اساس برخی توجیهات آن را توصیه می کردند اما بخش های سنتی حوزه زیربار مصادره اموال یک نفر بر اساس این توجیهات نمی رفتند. معروف است که یکی از مراجع آن زمان تهدید کرده بود که کفن خواهد پوشید و در اعتراض به مصادره زمین های کشاورزی برخی زمین داران بزرگ و توزیع بدون رضایت آنها میان کشاورزان خرده پا علنا اعتراض خواهد کرد. لذا اصل دعوای گروه های سیاسی که در مسائلی چون تجارت خارجی، مالکیت، کوپنی کردن و امثالهم بروز می کرد مسئله محدود ماندن در حدود دین و یا امکان دست بردن در دین و تطبیق احکام با شرایط زمان بود. امام/آقای خمینی موافق دست بردن در دین و تطبیق احکام با شرایط زمان بود که مهمترین کار وی برای نهادینه کردن این امر ایجاد نهاد مجمع تشخیص مصلحت بود. نهادی که می توانست در صورت صلاحدید جامعه یا حکومت (مصلحت اندیشی) به امری خلاف قانون و شرع مجوز دهد و این یعنی باز کردن دست در تغییر دین. (امام/آقای) خمینی در این قضیه آنقدر بی پروا بود که علنا گفت ولی فقیه همان ولایت رسول الله را دارد و می تواند نماز را تعطیل کند کما اینکه خود برای چند سال حج را تعطیل کرد. این دیدگاه دقیقا نقطه مقابل انقلابیون سنتی نظیر آقای خامنه ای، آقای راستی کاشانی، آقای مهدوی کنی، آقای صافی و امثالهم قرار داشت که حکومت و افعال آن را در چارچوب شرع باور داشتند و دخل و تصرف در این چارچوب را نمی پذیرفتند. سخنان معروف آقای خامنه ای در نماز جمعه و نهیب (امام/آقای) خمینی بر ایشان در همین رابطه بود.

گذشت زمان بر بشر اعم مردم داخل و خارج از ایران ثابت کرد که شیوه و خط مشی چپ چه کاستی های فراوانی دارد و چه مشکلاتی را به بار می آورد. این قضیه در ایران همزمان شد با تغییر رهبری در ایران و قدرت گرفتن دیدگاه مقابل و کنار زده شدن هواداران امام خمینی یا همان هواداران دست بردن در دین. این دوری از قدرت و سرافکنده شدن تئوری های سوسیالیستی زمینه ای را فراهم کرد تا جناح چپ اینک سراغ بعد دیگر یا اصلی تر نظام مدرن یا مدرنیته روند که همانا سرمایه داری/نظام اقتصاد بازار/دمکراسی باشد بروند. لذا به شکل طبیعی جناح چپ با روشنفکران دینی پیوند یافتند و به صورت طبیعی دیدگاه های جدید نظیر آزادی انتخاب افراد در عرصه سیاست، اقتصاد و غیره را پذیرفتند در حالیکه جناح راست به رغم گذر زمان این تغییر را نپذیرفت. جناح راست با توجه به اینکه با تمسک به اصول فقهی توانست از خیلی از اشتباهاتی که در اول انقلاب صورت گرفت پرهیز کند دچار این تصور شد که اگر بازهم در مواجهه با سرمایه داری و وسوسه تغییر دین و تعدیل دین با دنیای جدید مقاومت کند، از خطاهای آینده مصون خواهد ماند. در واقع موفقیت اول که ناشی از تمسک آنها به فقه سنتی بود زمینه ای شد تا بر اعتقادشان بر تمسک به فقه سنتی پای ورزی بیشتری نشان دهند و معتقد شوند که دیر یا زود مشکلات نظام دمکراسی/سرمایه داری/ غربی نیز سر بر خواهد آورد و آن وقت باز گروه مقابل (یعنی چپ ها) خواهند فهمید که دچار اشتباهات اساسی شده اند.

به نظرمن اشکال تصور آنها این است که از یک موفقیت، یک قاعده در می آورند یعنی همان اشکالی که در استقرا وجود دارد را به نحوی مرتکب می شوند. مشکل دیگر آنها این است که گرفتاریهای ناشی از تمسک به دین و زندگی دینی در جهان جدید را جدی نمی گیرند یا انکار می کنند یا تغافل می کنند و یا تلاش می کنند به نحوی با برچسب هایی نظیر اینکه "این افراد دچار هوای نفس هستند و نمی خواهند تاب اجرای دین را بیاورند" توجیه می کنند.

 

  
نویسنده : ali ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱
تگ ها :

 

از اين پس در اينجا خواهم نوشت.   
نویسنده : ali ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱۳

 

حرفه اي بودن

حامد در مورد حرفه اي بودن يا به تعبير خودش تكاور بودن نكات خوبي را نوشته ولي به نظرم بيشتر كسي را مدنظر قرار داده كه اولا در حوزه مدیریت كار مي كند و ثانيا بيشتر در شركت هايي مشغول به كار هستند كه تحقيقات تخصصي نمي كنند. يعني هر روز يك جور پروژه سراغشان مي آيد يا گير مي آورند و آنها بايد بتوانند از پس آن برآيند. لذا آدم هاي فوق العاده منعطفي را نياز دارند تا اين نيازهاي متنوع را برآورده سازد. من حرفه اي بودن را صرفا در مورد پژوهشگري اقتصاد در نظر دارم و براي چنين شغلي اين معيارها را در نظر مي گيرم.

  1. در عرصه آكادميك و در عرصه كارهاي كارشناسي و اداري نيز يك نوشته ناقص و كوچك بهتر از صدساعت حرف زيباست. لذا بايد در اولين زمان ممكن مقصود را نوشت و مكتوب كرد. مكتوبات مي ماند ولي حرف ها فراموش مي شود. لذا يك كارشناس حرفه اي اقتصاد با نوشتن مانوس است. زياد مي نويسد و دستش به نوشتن باز است. وبلاگ نوشتن يا مقالات مكرر نوشتن در روزنامه راه مناسبي براي روان شدن نگارش است.

  2. يك كارشناس حرفه اي با اصول ويرايش آشناست. من تقريبا ندرتا كسي را ديدم كه سراغ كلاس ويرايش برود. به همين دليل اكثر متن هايي كه مي خوانم سرشار از اغلاط ويرايشي است. متاسفانه اصول نگارش درست به طور عام و نگارش علمي و نگارش اداري (گزارش اداري، صورتجلسه نويسي، نامه اداري نويسي) به طور خاص در دانشگاه هاي ما آموزش داده نمي شود. لذا زمان زيادي صرف مي شود تا افراد چنين چيزهايي را ياد بگيرند. اگر نيم نگاهي به تزهاي فوق ليسانس (از جمله تز خودم) و حتي دكترا بياندازيم و به اين اشكالات توجه كنيم سردرد مي گيريم.

  3. يك كارشناس حرفه اي قطعا خود تايپ انجام مي دهد. زمان اينكه چيزي را دستي بنويسي و بعد بدهي تا تايپ شود گذشته است. فرد بايد تايپ فارسي و انگليسي خوبي داشته باشد.

  4. يك كارشناس حرفه اي بايد در زمينه ارائه مطلب يعني درست كردن پاورپوينت هاي خوب و ارائه شفاهي مهارت داشته باشد. پاورپوينت درست كردن مهارت مهمي است كه نبايد صرفا كار با اين نرم افزار را ملاك گرفت. مقصود اين است كه بتوان از ابزار گرافيكي براي انتقال مفاهيم استفاده كرد. اين كار نياز به آموزش دارد. كو استاد؟ كو كلاس؟ مهارت ارائه شفاهي كه خود مهارت سخت تر و ديرياب تري است. مجهز بودن به اشعاري از مثنوي و لطايفي كه مقصود را به خوبي برساند قطعا در اقناع كنندگي تاثير بينهايت دارند. "واقعا دو صد گفته چون نيم ضرب المثل نيست"

  5. يك كارشناس حرفه اي بايد زبان خوبي داشته باشد. بخش بزرگ كار ما خواندن مطالب انگليسي است.

  6. يك كارشناس حرفه اي اقتصاد بايد مرتب روزنامه هاي اقتصادي، گزارش هاي فصلي و ماهانه و سالانه بانك مركزي را بخواند. به طور مستمر به گزارش هاي اقتصادي مربوط به ايران كه توسط نهادهاي بين المللي عرضه مي شود را نگاه كند.

  7. به اعتقاد من نمي شود نيم نگاهي به جهان نداشته باشيم. لذا خواندن ادواري گزارشهاي مربوط به رشد اقتصاد جهاني و وضعيت قطب هاي اقتصاد جهاني ضروري است. دكتر هادي صالحي اصفهاني در ايران كه بود مي گفت مرتب اكونوميست را از اين لحاظ مطالعه مي كند.

  8. يك كارشناس حرفه اي بايد مجموعه اي از آمار و ارقام را حفظ باشد. اگر كسي در مورد بودجه دولت، سهم ماليات ها، درآمد سرانه، حجم نقدينگي و مسائلي از اين دست سوال كرد اطلاعاتي داشته باشد.

  9. يك كارشناس حرفه اي بانك اطلاعات خوبي در طول زمان فراهم مي آورد تا در زمان مقرر بتواند به سرعت از آنها استفاده كند. اين مسئله خصوصا در ايران كه دست يابي به آمارهاي ابتدايي كار دشواري است اهميت زيادي دارد.

  10. يك حرفه اي بايد سايت هاي تخصصي اقتصاد را روي اينترنت بشناسد و بتواند نياز خود را سريعا در آنها جستجو كند. تاكيد مي كنم كه جستجو در گوگل ابدا كافي نيست.

  11. يك حرفه اي بايد سازمان هاي اقتصادي ايران و نهادهاي وابسته به آنها را بشناسد. تا جاي ممكن سري به آنها زده باشد. در هر سازمان يكي دو نفر را بشناسد تا وقتي كه نيازي مطرح شد بدون اينكه به دنبال درخواست نامه رسمي براي مراجعه باشد نيازش را به سرعت با يك تلفن برآورده سازد.

  12. يك كارشناس حرفه اي اقتصاد بايد اهل فن در اين حوزه را در ايران بشناسد و بداند كه هر كس در چه حوزه اي وارد است و چگونه مي توان نيازهاي تخصصي را از افراد گوناگون طلب نمود.

  13. آشنايي با نرم افزارهاي اقتصادسنجي و كمي رياضي براي يك حرفه اي اقتصاد ضروري است. داشتن اين نرم افزارها و آشنايي با نحوه بكارگيري آنها واجب عيني نيست گرچه سطح كارهاي كارشناسي در ايران معمولا پايين تر از آنست كه كسي رگرسيون انجام دهد.

  14. يك توصيه صحيح اما بدون كاربرد در ايران اين است كه بايد رياضيات خوبي داشت و سريع بتوان يك مدل ساخت و مقصود را از طريق مدلهاي رياضي بيان كرد. فعلا كه از اين حرفها در ايران

  15. من خواندن وبلاگ هاي اقتصادي خصوصا آنها كه توسط اساتيد ممتاز خارجي نوشته مي شود را جدا توصيه مي كنم. به نظرم به اين شكل آدمي مفاهيم را بهتر مي فهمد و بهتر آنها را هضم مي كند. طبيعي است كه خواندن كتاب هاي اقتصادي كه هر از چندگاهي يكي از آنها گل مي كند قطعا در باز شدن فكر و يافتن درك بهتر نسبت به منطق اقتصادي موثر است. با اين تدابير هميشه عينك اقتصاد بر چشم شما خواهد بود حتي اگر سركار نباشيد و به تفريح برويد!

تمام نكات فوق با اين فرض بود كه كاري براي شما تعيين شده و قرار است بتوانيد آن را خوب انجام دهيد. اما ابعاد ديگري هم مطرح است كه ربطي به چگونگي انجام كار ندارد:

  1. يك حرفه اي تلاش مي كند تا در يك حوزه تخصصي كار كند تا به اين تخصص شناخته شود و مزيت پيدا كند. متاسفانه اين امر جز از طريق كار كردن در سازمان هاي دولتي و استخدام دائمي ممكن نيست.

  2. يك نكته ساده و بديهي اما مهم. من از تجربه استخدام كردن فهميدم كه ما ايراني ها رزومه درست كردن را بلد نيستيم. تقريبا از روي نحوه رزومه درست كردن افراد مي توان حرفه اي بودن آنها را به خوبي تخمين زد. يك حرفه اي رزومه خوبي دارد و دائما آن را بروز مي كند. منظور از خوب قالب آنست نه محتوا.

  3. حرفه اي فاصله خود را با روشنفكر خيالباف و كلي گو، مديران حراف و متملق، سياست مداران شارلاطان، كارمند كارشناس نما و بي سواد حفظ مي كند.

باقي بماند براي بعد...

 

  
نویسنده : ali ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢

 

موتور سواري و مشكلاتش

به يمن خراب شدن ماشين، مجددا موتور سوار شدم. خيلي از اطرافيان هرگاه مرا در كسوت موتور سوار مي بينند در مورد مزاياي موتور سواري سوال مي كنند و من از معايبش مي گويم. شايد براي شما هم بد نباشد دانستن آن:

هزينه كم خريد موتور، هزينه پايين نگه داري و تعميرات و بنزين، قدرت مانور در ترافيك، نبود مشكل براي پارك كردن بي ترديد مهمترين مزاياي موتور سواري است. اما اين يك روي سكه است. روي ديگر معايب آنست:

موتور سواري ريسك جاني بسيار زيادي دارد. آسيب پذيري جاني موتور سوار به مراتب بيشتر از آنچيزي است كه افراد تصور مي كنند. دوستي داشتم كه در پزشك قانوني كار مي كرد. يادم نيست دقيقا چه عددي را مي گفت اما خاطر نشان مي كرد كه درصد بالايي از مرگ و ميرهاي غيرطبيعي متعلق به تصادفات موتورسوارهاست.

مشكل ديگر موتور سواري آلودگي و كثيفي ظاهري است. اگر شما در شهر تهران سوار موتور شويد و مسير كوتاهي را برويد، لايه نازكي از سياهي بر روي صورت شما مي نشيند و به محض رسيدن به مقصد بايد دست و صورت خود را با صابون بشوييد كه البته آن را به وضعيت اول باز نمي گرداند. همين اتفاق در مورد لباس خصوصا لباس سفيد مي افتد.

از اين بدتر بوي بد دود است كه همواره با شما خواهد بود و اين امر براي اطرافيان آزاردهنده خواهد بود. لذا اگر در مشاغلي هستيد كه پوشش شما و كلاس كار مهم است بايد حتما از موتور احتراز كنيد. اين امر با توجه به اينكه نمي توان در حين موتور سواري كت و شلوار پوشيد تشديد مي شود و اگر شخصي بخواهد بلندمدت موتور سوار باشد بايد از خير پرستيژ بگذرد.

مشكل ديگر خصوصا در طي مسافت هاي زياد خستگي كمر است. وقتي فرد سوار ماشين است تكيه مي دهد و به محض رسيدن به مقصد احساس خستگي نمي كند اما اگر سوار موتور هستيد وقتي به مقصد برسيد كمي احساس خستگي به شما دست مي دهد و اين دقيقا از كارايي شما مي كاهد. اين وضعيت در مورد موتور وسپا به طريق اولي مطرح است. تكان هاي اين موتور به مراتب بيشتر از موتورهاي ديگر است و خستگي راننده تشديد مي گردد.

موارد فوق اهم مشكلاتي است كه الان به خاطرم مي آيد.


مهدی به درستی اشاره کرد که فراگیرترین مشکل موتورسواران بیماری سینوزیت است. من خودم به آن مبتلا هستم و تقریبا همه گرفتار آنند.


دوستی گفته که مقایسه ای میان موتورسواری و ماشین سواری هم صورت گیرد. به نظر من تفاوت چندانی به لحاظ زمانی برای رسیدن به مقصد وجود ندارد. اگرچه اکثرا بر سرعت زیاد موتور سواری در زمان ترافیک توجه می کنند اما توجه ندارند که وقتی مسیر باز می شود سرعت خودروها بسیار بیشتر از موتورهاست و زمان صرفه جویی شده در ترافیک تا حدود زیادی جبران می شود. لذا من اصولا از نظر وقت مزیت زیادی در موتور سواری در مسیرهایی که کمی ترافیک دارند نمی بینند.


از دید من مهمترین مزیت موتورسواری در ترافیک های شدید و همچنین جابجایی های زیاد است. مثلا قرار است در طول روز به ده اداره سر بزنید. در این حالت با ماشین کار سخت می شود.

  
نویسنده : ali ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱

 

توسعه صنعت بيمه

اين روزها بحث صنعت بيمه در محافل اقتصادي به كرات مطرح مي‌شود. يك دليل اين امر، تاكيد رياست‌جمهوري بر انجام اصلاحات جدي در اين رابطه است. از سوي ديگر به تناسب رشد و گسترش اقتصاد ايران، اهميت بيمه بيش از پيش آشكار مي‌شود ادامه...

  
نویسنده : ali ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۸

 

تجربه جهاني، آري يا نه؟

روز دوشنبه در اين روزنامه، دو خبر كاملا متناقض منتشر شد كه بايد بر اين تناقض انگشت تاكيد نهاد و آن را برجسته نمود و از اين امر نكاتي را تبيين كرد. از يكسو آيت الله مكارم شيرازي از مسئولين اقتصادي خواستند تا از تجربه تركيه درس بگيرند و ببينند كه از چه طريق توانسته اند تورم چند صد درصدي را به تورم تك رقمي تبديل كنند. همزمان بيانيه اي توسط يكي از احزاب سياسي قدرتمند و با نفوذ كشور منتشر شد كه در آن نسبت به تضعيف پول ملي و استناد به نسخه هاي بانك جهاني هشدار داده شده بود. چندي قبل نيز هنگام طرح لايحه اصل چهل و چهار تنها دكتر سبحاني به عنوان مخالف، اجراي اين امر را منطبق با سياست هاي منسوخ صندوق بين اللمللي پول ارزيابي كرده بود ادامه ...   
نویسنده : ali ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۸

 

سیاست گذاری ارزی در ایران

 دیروز در خبرها آمده است که اتحادیه اروپا قصد دارد نسبت به سیاست ارزی چین اعتراض نماید. این واقعیت در حالی رخ می دهد که چندی است اعتراض نسبت به این مسئله در کانون مناقشات آمریکا و چین قرار گرفته است. مسئله از این قرار است که چین بیش از آنچه که منطقی است ارزش پول ملی خود را کاهش داده است در نتیجه توانسته ادامه ...

    
نویسنده : ali ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۸

 

حساسیت نسبت به تورم و عدالت

به دنبال اعلام نرخ جدید تورم توسط بانک مرکزی انتظار می رود تا مسئله تورم مجددا در کانون مباحثات جراید و افکار عمومی قرار گیرد. با توجه به اینکه بر اساس تحلیل های اقتصادی انتظار می رود روند تورم افزایشی باشد، به نظر می رسد که این موضوع دستاویز بحث های سیاسی گوناگونی خصوصا در آستانه انتخابات مجلس قرار گیرد. تردیدی نیست که این واکنشها و بحث و اظهارنظرها ادامه ...    
نویسنده : ali ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۸

 

جایگاه نازل علوم اجتماعی در ایران

(به بهانه تغییر ساعات کاری در ماه رمضان)

برای اکثر جوانانی که دل به تحصیل می بندند و تلاش می کنند از طریق کسب سرمایه انسانی و مهارت های کاری، در بازار کار موقعیت ممتازی کسب کنند تجربه یاس آوری پیش روست و آن اینکه اغلب آنها در می یابند که دانش و مهارت های آنها در بازار کار ارزش چندانی ندارد. دلیل این امر چیست؟ آیا افراد شاغل در بازار کار قدر علم و کاربردهای آن را نمی دانند؟ به نظر می رسد که نمی توان چنین فرضی را پذیرفت چرا که ادامه ...    
نویسنده : ali ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۸

 

توسعه نیافتگی توریسم مذهبی در ایران

تابستان فصل سفر و مسافرت است. با توجه به اعتقادات مذهبی بخش بزرگی از جامعه ایران، معمولا درخواست برای سفر به شهر مشهد بسیار زیاد است. با توجه به مخاطرات سفر با خودروی شخصی از یکسو و محدودیت های اعمال شده بر مصرف بنزین از سوی دیگر، تقاضای زیادی را برای مسافرت با قطار و یا هواپیما ایجاد کرده است. از سوی دیگر شاهد آن هستیم که ادامه...   
نویسنده : ali ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۸

 

حدس من اين است كه جايزه نوبل اقتصاد امسال به كساني كه در عرصه رشد كار كرده اند تعلق مي گيرد. در اين دسته فيليپ اگيون- رومر-بارو- گروسمن و هلپمن بخت بيشتري دارند.   
نویسنده : ali ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱۸

 

از مقاله دکتر فرجادی پیرامون کودکان کار:
مطالعات اقتصاد جمعیت بر روی جوامع مختلف نشان می‌دهد که کودکان در کشورهای فقیر کالای سرمایه‌ای هستند. به این معنی که خانواده به دلیل فقر از کودک استفاده می‌کند تا بخشی از هزینه‌های خانوار را تامین کند. در حالی که در کشورهای پیشرفته با درآمد سرانه بالا، کودکان و نوجوانان کالای مصرفی هستند. در نتیجه در کشورهای فقیر از آنجا که کودکان کالای سرمایه‌ای هستند و اجباری برای آموزش نیز وجود ندارد داشتن بچه‌های بیشتر نه تنها بار مالی چندانی برای خانواده ندارد بلکه سبب افزایش سرمایه و تامین بخش بیشتری از هزینه‌های خانوار هم می‌شود.
کارکودکان علاوه بر آنکه خود حاصل فقر است به تشدید فقر نیز می‌انجامد. این کودکان به دلیل آنکه در کودکی به دلیل فقر والدین خود مجبور به کار کردن بوده‌اند در آینده خود نیز فقیر خواهند بود و فرزندانشان نیز فقیر خواهند بود. بنابراین پدیده عدم آموزش خودش را تشدید می‌کند و بی سوادی، بی سوادی را باز تولید می‌کند.
استان‌های تهران، بوشهر، هرمزگان، سمنان و ایلام با کمتر از 3درصد کمترین و استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، خراسان و آذربایجان شرقی با بیش از 6درصد بالاترین نرخ فعالیت کودکان کار را داشته‌اند
داده‌های آماری سال 1375 نشان می‌دهد که استان‌های سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، کردستان و خراسان پایین‌ترین درصد جمعیت دانش‌آموزی را در گروه سنی 10 تا 14ساله داشته‌اند. باتوجه به اینکه 4 استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، خراسان و کردستان از جمله استان‌های تولید‌کننده فرش هستند به نظر می‌رسد فعالیت اصلی کودکان در استان‌های فوق در کارگاه‌های قالیبافی متمرکز باشد.
آموزش مانند برخی دیگر از خدمات اجتماعی همچون بهداشت جزو بخش‌هایی هستند که با پایده شکست بازار مواجه هستند. یکی از مهم‌ترین دلایلی که اینها با شکست بازار مواجه می‌ شوند. مساله عوارض خارجی است. آموزش قطعا عوارض خارجی مثبت دارد. این مساله به سطح آموزش بستگی دارد. آموزش در سطوحی به کالای عمومی نزدیک می‌شود و در سطح دیگری جنبه کالای خصوصی پیدا می‌کند. زمانی که بچه‌ها در سطوح ابتدایی و راهنمایی آموزش می‌بینند این آمادگی را پیدا می‌کنند که در جامعه وظایف اصلی خود را انجام داده و آگاهی‌های فردی و اجتماعی پیدا‌ کنند. بنابراین تحقیقات نشان می‌دهد که آموزش زیرسطح دانشگاه فواید اجتماعی بیشتری نسبت به فواید خصوصی آن دارد. در سطح دانشگاه دقیقا معکوس می‌شود و فواید خصوصی آموزش عالی از فواید اجتماعی آن بیشتر می‌شود. هر چه یارانهای که به سطوح زیر دانشگاه پرداخته میشود بیشتر باشد فرایند توسعه در جامعه تسریع میگردد.



  
نویسنده : ali ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٦

 

یک خبر دردناک و ناامید کننده: Daren Acemoghlu متولد سال1967 است!   
نویسنده : ali ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤

 

وقتی نظام اقتصادی نمی تواند از طریق مالیات و ایجاد فرصت های برابر، توزیع درآمد را بهبود بخشد، آیا دزدی نمی تواند چنین کارکردهایی داشته باشد. به قول اقتصادی ها، شاید دزدی بهترین گزینه first best نباشد، اما دومین گزینه بهتر second best، سومین گزینه بهتر third best یا دهمین گزینه بهتر tenth best option نخواهد بود؟   
نویسنده : ali ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۸

 

در دوستی و دوست یابی هم می توان هزینه فایده کرد!

معمولا هزینه یافتن دوست جدید به مراتب بیشتر از هزینه حفظ آن است. در مورد منافع نمی توان به طور قطع سخن گفت.

چندی پیش خبر شدم که یکی از دوستانم از انگلیس برگشته و علی رغم بی مهرش در اطلاع رسانی به زودی هم عازم است. ظرف چند ساعت به بقیه دوستان اطلاع رسانی شد. جمعه ساعت 4 بعد از ظهر در پارکی قرار گذاشتیم و جمعی 6 نفره مان تشکیل شد. همان یک ساعت و نیم رشته پیوندی است که دوستی هایمان را برقرار نگه می دارد حتی اگر برخی را تنها یک بار در سال ببینیم. می توان با هزینه های اندک و بسیار اندک دوستی ها را پابرجا نگه داشت.

  
نویسنده : ali ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۸

 

گفتاري از دنی رودریک، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد
خداحافظی با اجماع واشنگتن


بخش نخست
در دهه گذشته کار مشاوران سیاست گذاران اقتصادی نسبتا آسان بود.


آنها لیستی از سیاست‌ها داشتند که از دولتمردان می‌خواستند آنها را اجرا کنند ادامه بخش اول، بخش دوم   
نویسنده : ali ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٤

 

فرآيندهاي نامتقارن


در روزهای اخیر مطبوعات این خبر مهم را منعکس کردند که طرح آزادسازی قیمت محصولات پتروشیمي‌نهایتا منتفی شد. این مساله در حالی رخ داد که فعالان این صنعت ماه‌ها منتظر اجرایی شدن آن بودند.باید توجه داشت که تحلیل‌های ناظر برضرورت آزادسازی محصولات پتروشی ادامه
  
نویسنده : ali ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٤

 

تحليلي از دكتر هادي صالحي اصفهاني، استاد دانشگاه ايلينوي
اقتصاد سياسي قيمت‌گذاري بنزين
ادعاي اين مقاله اين است كه بيش از عوامل فني نظير عرضه و تقاضا و مسائلي مانند آن، عاملي سياسي در كار است كه در موضوع قيمت‌گذاري بنزين خصوصا قيمت‌گذاري پايين آن موثر مي‌باشد ادامه
  
نویسنده : ali ; ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٤

 

تنظيم نظام انگيزشي

علي سرزعيم
چندي پيش رياست محترم جمهوري طي فرماني، گروهي از صاحبنظران را مامور كردند تا قوانين بانكي را مورد تجديدنظر قرار دهند. هدف از انجام اين بازنگري‌ها بهبود رويه‌هاي بانكي به منظور ارائه خدمات بهتر به عامه مردم است.


مشابه همين مساله در مورد بخش‌هاي مختلف اقتصاد ادامه   
نویسنده : ali ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٤

 

امروز بالاخره به وبلاگ دسترسی پیدا کردم. نمی دانم چند وقت است که مشکل پرشین بلاگ حل شده. در این اوضاع و احوال که تکلیف زندگی نامشخص است بسته شدن وبلاگ هم فرصتی بود برای رسیدن به آن کارها. بهرحال فعلا با این نوشته کار را ادامه می دهیم.

مي گويند اصل سهميه بندي بنزين ايده خوبي است (در مقايسه با افزايش قيمت بنزين) ولي چند مشكل اجرايي دارد يا دارد بد اجرا مي شود و از اين حرفها.... نظام برنامه ريزي مركزي نيز در تئوري كاملا درست است و به صورت رياضي نشان داده شده كه مي تواند همان كارايي نظام اقتصاد بازار را ايجاد كند فقط مشكلات اجرايي داشت يا بد اجرا مي شد يا ....

در مسائل اجتماعي، قابليت اجرا بخشي از درست يا غلط بودن يك تئوري است. اشتباه است اگر ميان اين دو تفكيك كنيم.

  
نویسنده : ali ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢٧

← صفحه بعد